چاپ قرون وسطايي آثار مسيحي، خواه نسطوري يا كاتوليك، در چين بهدست نيامده است. به استثناي تقويم اسلامي فوقالذكر، چاپ قديم چين منحصر به آثار كنفوسيوسي و بودايي و در مقياس كوچكتري نوشتههاي تائويي بود.1
عليرغم تاثير اسلامي و مسيحي، كه بهويژه تأثير اسلامي نيرومند بود، يك جريان اصيل در رياضيات چين وجود داشت،2 روشهاي جبر ظاهراً مستقل از روش يوناني ـ عربي و دنبالهرو سنتهاي ناب چيني را چئين چيو ـ شائو (سيزدهم ـ 1)، لي چيه3 (سيزدهم ـ 1) و يانگ هويي (سيزدهم ـ 2) تكامل بخشيدند. آخري در حدود 1275 برآمد. چوشيه ـ چيه (برآمدنش 1280 ـ 1303) جانشين او شد. عجيب است اين چهارتن، كه در كمتر از يك قرن در پي يكديگر آمدند، كمتر از آنچه ميتوان انتظار داشت با هم ارتباط داشتند. چئينچيو ـ شائو روش ((عنصر آسماني)) را براي حل معادلات ابداع يا اصلاح كرد. روش ليچيه فرق داشت، گرچه هدف كلي او همان بود. يانگ هويي از هيچ كدامشان ذكري نكرده، بلكه از رياضيدان ديگري به نام ليوئي نام ميبرد كه دربارهاش هيچ نميدانيم. بالاخره، چوشيه ـ چيه از هيچ يك از سه تن پيشينيانش ذكري نميكند، گرچه مضمون آثارش نشان ميدهد دست كم با كار يكي از آنان، يعني يانگ هويي، آشنايي داشته است. اين همه حاكي از آن است كه معلومات ما از اين مكتب قرون وسطايي چين هنوز بسيار ناقص است. ما تنها چندتايي از رسالهها را ميشناسيم و همان چند تا هم هنوز به خوبي بررسي نشدهاند. بايد توجه داشت كه حتي از يكي از آنها نه چاپي انتقادي در دست است و نه ترجمهٴ كاملي از هيچكدام از سوي چينشناسان و رياضيدانان صورت گرفته است. اين نشان ميدهد كه هنوز بايد كار زيادي صورت گيرد و در اين اثنا ما نميتوانيم با حدس و گمان دانش خود را در اين باره كامل كنيم. وقتي تعدادي از اين رسالهها چاپ، ترجمه و حاشيهنويسي شوند، تعيين ارزش واقعي آنها، مقايسهشان، تعيين اصل و نسبشان و روابط گوناگونشان و يافتن اينكه آيا معرف سنتهاي ناب چينياند يا حاوي عناصر بيگانه ـ خواه تأثير اسلامي كه منجمان مسلمان وابسته به دربار مغول آوردند يا تأثير غربي، كه پناهندگان نسطوري عموماً انتقال دادند يا تأثير هندي كه بوداييان رواج دادند يا تأثير